همسر گرامی گفت انگار یکی از عزیزانم مرده، دلم گرفته! به همسر گرامی گفتم مهستی نمرده فقط دیگه آهنگ جدید نمی خونه. مثل ویگن و هایده و دلکش!
***
چه دنیایی داشتم اون روزهای تب آلود با ترانه ی "آوازک" مهستی:
بخون آوازکی تو شور و دشتی، که دل پرشوره امشب
یکی تو صحنه ی یادم نشسته، که از من دوره امشب
ترانه چیز عجیبی ست. ارتباط ترانه با جان و روح انسان سواد نمیخواد بیشتر وقتها لازم نیست زبان ترانه رو بدونیم. لازم نیست حتما انگلیسی بدونیم تا از hotel california یا when I need you خوشمون بیاد یا فرانسه بلد باشیم برای اینکه با mon amour حال کنیم. یا بعضی ترانه های عربی مثل "تملی معک" عمر دیاب یا "کل یوم فی عمری" الیسا...
ترانه واقعا چیز غریبی ست. ترانه سرایی از آن غریب تر که شخص خودم به کلام بسیار بیشتر دل می دهم و خلاصه گاهی اوقات به محض اینکه موزیک رخصت به خواننده می دهد کانال یا track را عوض میکنم. همینطور هم صدا. بعضی صداها را نمی شود تحمل کرد مگر به ترانه ای که می خوانند مثل خودم که جز سه چهار ترانه ی لیلا فروهر و معین اصلا نمی توانم صدایشان را تحمل کنم. یا بعضی ها که اینقدر صدا و ترکیب و اجرایشان بد است که آدم عطای ترانه را به کل جامعه غیور خوانندگان پاپ وطنی و لس آنجلسی می بخشد. انگار این پست دیگه خیلی منم منم داره!
***
همه ی ما در درازای زندگیمان بالاخره آثارکی از خود به جا میگذاریم چه مشهور باشیم چه گمنام. دارم فکر می کنم هنوز لبخند قشنگ فلان رهگذر یا همدردی فلان دوست مثل خنکای ترانه بر سوز جانم می گذرد و اگر چه آنان دیگر نباشند اما در صحنه ی یاد من هستند.
هیچکس نمی میره تا وقتی دیگران یادش می کنن. تموم میشه ولی نمی میره. هیتلر و آنتونی کویین و شکسپیر نمرده اند فقط ببینیم آیا یادشون چون آوازکی بر دلهامون می گذرن یا ما را یاد هولوکاست و انکارش می اندازن.
***
همون که کوچه ی بن بست عشقو، به نام دلگشا خوند
منو به خونه ی گرم دلش برد، دلو عاشق سرا خوند
تو اون کوچه که اسمش دلگشا بود، دلم تنگ کسی هست
تو اون خونه که یک عاشق سرا بود، دلم تنگ کسی هست
***
نکته: کاش خودم هم که تموم شدم، یادکی به ناز آوازکی ازم بمونه، بیشترم شد که آمین!
بازم نکته: این کارمن چه همه خودشو لوس کرده امشب!!!